فريدون بن احمد سپهسالار
218
زندگينامه مولانا جلال الدين مولوى ( فارسى )
چو موجموج برآميخت قطره با دريا * عجبعجب كه همه بحر گشته با ديده به پيش ديده دو عالم چو دانه پيش خروس * چنين بود نظر پاك كبريا ديده نه طالبست و نه مطلوب آنكه در توحيد * صفات طالب و مطلوب را جدا ديده إله را كه شناسد كسى كه رست ز لا * ز لا كه رست مگر عاشق بلاديده رموز ليس و فى جبتى بدانسته * هزار بار من اين جبه را قبا ديده دهان گشاد ضمير و صلاح دين را گفت * توئى حيات من ديدهء خدا ديده